نوبويوشى فورو كاوا ( مترجم : هاشم رجب زاده و كينيجى ئه اورا )

2

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى )

ناصر الدّين شاه ، از طريق انزلى راهى ژاپن شد . فوروكاوا خود را در سفر صد و ده روزهء خود به همه چيز نظر داشته و در حقيقت سفرنامهء وى نوعى دانشنامه‌اى است كه از مسايل مختلف سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى ، كشاورزى ، ادبيّات ، فرهنگ و هنر سخن به ميان آورده است . اين سفرنامه نشان‌دهندهء ذهن پويا و خلّاق و اطّلاعات وسيع او نسبت به سرزمين ايران است . فوروكاوا نه تنها به عنوان فردى نظامى ، بلكه سياستمدارى برجسته ، از آگاهىهاى ارزنده‌اى دربارهء تاريخ و جامعهء ايران برخوردار بوده است . او علاوه بر بررسى مسايل نظامى ايران ، به هنر و ادبيّات و آداب و رسوم اين مردم نيز پرداخته و نكته‌هاى ظريف و شيرينى را در لابه‌لاى مطالب خود آورده كه سفرنامه را جذّاب و خواندنى كرده است . آنچه مهمّ است ، سفرنامه‌هايى از اين دست نشان مىدهد كه كهن سرزمين ايران از چه منظرى مورد توجّه سيّاحان ژاپنى بوده است و آنان چگونه مسايل اجتماعى و سياسى و فرهنگى ايران را ارزيابى مىكرده‌اند . بديهى است عدم شناخت محيط و فرهنگ و زبان ، و ناآگاهى نسبت به باورهاى دينى هر سرزمين ، مىتواند در قضاوت‌ها و نقطه‌نظرهاى خارجيانى كه پا به آن سرزمين بيگانهء ناآشنا مىگذارند ، مؤثّر افتد ، امّا هرچه باشد ، اين قبيل سفرنامه‌ها افقى تازه پيش روى خواننده باز مىكند تا بداند و بفهمد كه ديگران دربارهء او و سرزمين او چگونه مىانديشيده‌اند . در اين ميان موضوعى كه فوروكاوا را به تعجّب وامىدارد اين است كه چگونه ملّتى كه روزگارى داراى فرهنگ و تمدّن غنى بوده ، امروزه چنين تهى شده و علم و فرهنگ در جامعهء آنان ، بىارج گرديده است . هرچند فوروكاوا آشوب‌هاى پىدرپى را يكى از علل عقب‌ماندگى ايران مىداند ، امّا از عدم رشد فرهنگى آنان در دورهء قاجار كه به مدت هشتاد سال آرامش نسبى را در سراسر ايران حاكم كرده بود ، تعجّب مىكند و سؤالى مطرح مىنمايد كه شايد امروز نيز مصداق داشته باشد كه چرا مردم ايران به ارزش واقعى علم و فرهنگ خود پى نبرده‌اند و تلاشى در اين زمينه نمىكنند . فوروكاوا در شرح مبسوطى كه از ديدار هيأت ژاپنى با ناصر الدّين شاه مىدهد ، از آرزوهاى دورودراز ناصر الدّين شاه سخن مىراند . سؤال و جواب‌هاى ردوبدل شده بين ناصر الدين شاه و هيأت ژاپنى كه بخشى از كتاب را به خود اختصاص داده ، در نوع خود جالب توجّه و در عين‌حال غم‌انگيز است . اعتراف ناصر الدّين شاه به خرابى وضع جاده‌ها و متعاقب آن پرسش‌هاى شاه درباره راه‌آهن ، وضع حكومت و طرز ادارهء دولت از يوشيدا ، نشان از دغدغهء خاطر و اعتراف وى به عقب‌افتادگى ايران دارد